موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
58
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
دستورات لازمه را بمأمورين عرض راه بدهند . سىام همين ماه از طرف چپ رودخانهء آرپاچاى داخل صحراى لميزرعى شديم كه سرحد خاك دولت ايران بود - عسگرخان كه قبلا سفير دولت ايران بود بسر كردگى چند هزار سوار باستقبال ما آمد - ژنرال را از طرف اعليحضرت تبريك ورود گفته خود را مهماندار سفارت معرفى كرد - مهماندار عبارت از مستخدم عالىرتبهايست كه براى پذيرائى از يك سفير يا يكى از محترمين تعيين شده حوائج ضروريهء او را فراهم سازد و از طرف اعليحضرت تعيين چنين شخصى بمهماندارى ما كه قبلا رتبهء وزارت مختار داشته نهايت درجهء اهميت را حائز بود - عسگرخان مرديست مسن در سال 1808 بدربار ناپلئون اعزام شد . و چند كلمهاى هم فرانسه ميداند فعلا مدتهاست كه فرماندهء قشون ايرانست - من از طرف سفيركبير نهايت تشكر را از عسگرخان دارم كه با وجود كبرسن و علو مقام در تمام مدت اقامت ما در ايران در نهايت احترام از سفير پذيرائى كرده كوچكترين خدمات را از او دريغ نداشت - نجاتعلى بيك برادرزاده عسگرخان كه با عمويش به پاريس رفته بىنهايت خليق و مهربانست ، در زبان فرانسه يد طولائى دارد « 1 » از مهر و صداقت و حجب و حيا كه كمتر در ايرانيان ديده مىشود محبوب تمام اعضاى سفارت شده است . پس از ختم مراسم رسمى كه از طرفين به عمل آمد عدهاى سوار گرد ما حلقه زد و از جلو حركت كرديم - در موقع حركت ايرانيان بعمليات نظامى مبادرت ميجستند گاه دو دسته يكديگر را تعقيب ميكردند و زمانى عدهاى به نيزهبازى و تيراندازى مشغول ميشدند . رويهمرفته آنچه مفهوم ميشد نه اين بود كه عادتا اين حركات را ميكنند بلكه براى تجليل و احترام ما مبادرت به اين عمليات ميكردند .
--> ( 1 ) يكى از سفراى ايران موسوم به ميرداود زاده كه در سنهء 1816 بدربار لوئى 18 اعزام شده بود برادرزاده خود را نيز همراه برده بود . اين جوان در اندك مدتى ترقيات فوقالعاده كرد ، زبان فرانسه را به خوبى تكلم مىنمود . چون مدام در انديشه جمعآورى عدهاى از صنعتگران بود كه به وطن خود برد خانمى از او تقاضا كرد كه او را نيز در عداد همراهان محسوب دارد . جوان فكور سائس او را گفت « خير خانم كسانى را كه ما به بردن آنان محتاجيم راضى نمىشوند و كسانى كه خود مايل به آمدنند ما كمتر به وجودشان محتاجيم . »